آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

136 - صبحانه ای با دوستان در رستوران لیدوما (09/12/1392)

روز جمعه صبح ٩ اسفند به دعوت عمو بهرام برای صبحانه دعوت شدیم رستوران لیدوما واقع در طبقه آخر پاساژ پرمهر تقاطع دولت و پاسداران. روز جمعه صبح زود رفتیم بهشت زهرا . ساعت 10:30 با عمو بهرام اینا قرار داشتیم برای صبحانه . ما یه کمی زود رسیدیم و گشتی در فروشگاه 06 زدیم . آترینا با ماهیها عکس گرفت . دیگه خیابونا داره حال و هوای عید پیدا می کنه! این گل میخک رو هم از بهشت زهرا با خودش آورده که بده به پارمیس! آترینا و پارمیس در محوطه زیبای رستوران کلی بازی کردن ! صبحانه هم عالی و بی نظیر بود. نوشیدنی ها ، املت ها ، کیک ها و .... آترینا و پارمیس در انتظار صبحانه! اون روز غیر از پرخوری ما و بازی و...
27 فروردين 1393

135 - آترینا در یزد (21/11/1392)

روز دوشنبه ٢١ بهمن آترینا گلی با مامانی و باباییش با عمو بهرام اینا عمو حسین اینا و عمو سید اینا تو راه آهن قرار داشتن که برن یزد. قطار سریع السیر بود و 5 ساعته ما رو به یزد رسوند.آترینا گلی هم برای اولین بار سفر با قطار رو تجربه کرد(البته قطار سریع السیر). آترینا در قطار ساعت 9:30 شب رسیدیم به یزد قرار بود بریم منزل دایی عمو سید که البته خودش شیراز زندگی می کنه! خونه خیلی سرد بود و شب اول رو با لرز و سرما گذروندیم. صبح روز 22 بهمن به دخمه رفتیم که یه خورده کوهنوردی هم داشت. آترینا و پارمیس آترینا و بابایی آترینا ، فاطمه ، پارمیس ، باران و علیرضا بعد از دخم...
6 اسفند 1392

134 - آترینا در دیزین و شمشک (10/11/1392)

روز پنجشنبه دهم بهمن ماه آترینا گلی با بابایی و مامانی ، بابا جون و دایی نیما رفتن دیزین و شمشک برف بازی !   اول یه سر رفتیم پیست دیزین که خیلی شلوغ بود و تو نرفتیم. خیلیم سرد بود ولی آترینا گلی کلی برف بازی کرد. آترینا و باباجون بابایی آترینا مامانی ، بابایی و آترینا آترینا ناهار رو هم در رستوران دژاوو خوردیم . دایی نیما و باباجون ...
13 بهمن 1392

133 - آترینا در رستوران باکس (27/10/1392)

روز جمعه ٢٧ دی برای ناهار رفتیم رستوران باکس شهرک غرب   آترینا گلی برای ناهار همبرگر می خواست که خوشبختانه موجود بود (باکس برگر). آترینا در حال خوردن برگر باکس! اینم بابایی آترینا فیله مینیون سفارش بابایی آترینا! اسکالپ مرغ سفارش مامانی آترینا! آترینا و بابایی ! اینم آترینا نوئل ! بعد از ظهر یکشنبه 29 دی مامانی و بابایی آترینا رفتن کنسرت مازیار فلاحی و آترینا گلی موند پیش آترینا و خاله نسترن . آترینا گلی بهونه همبرگر گرفته بودن و بابا جون و خاله نسترن رفته بودن رستوران سندباد! مامانی و بابایی هم رفتن همونجا! اینم آترینای شی...
13 بهمن 1392

132 - آتلیه بانری (25/10/1392)

آترینا و باران خوشگله روز ١٥ دی با هم رفتن آتلیه عکاسی بانری تو سهروردی تا با دکور کریسمس و یلدا عکس بگیرن. مامان منیر باران زحمت کشیده بودن براشون لباس بابا نوئلی دوخته بودن که خیلی بامزه بود!   ...
28 دی 1392

59- مراسم یلدای 91(30/9/1391)

مراسم یلدای 91 امسال شب یلدا مصادف با پنجشنبه شب بود که البته تولد سروش هم بود و ما خونه عمه سمیه دعوت شدیم. مراسم یلدا در مهد کودک آترینا قبل از رفتن به تولد سروش تولد سروش کیک تولد سروش Angry Bird بود. تولد سروش مصادف با کریسمسه ...
25 دی 1392

131 - مهمونی خونه یاسی (19/10/1392)

روز پنجشنبه 19 دی آترینا گلی با مامانی و باباییش و البته بابا جونش برای شام دعوت شده بودن خونه یاسی! آترینا و یاسی   سامی خوشگله هم بود که سه تایی آبشون تو یک جوب نمی رفت ! دخترونه پسرونش کرده بودن و سامی رو بازی نمی دادن بدجنسا! اینم پیانوی یاسیه! گفتیم شاید آترینا تشویق بشه برای یاد گیری پیانو! اینجا هم گفتیم شاید بابایی آترینا تشویق بشه پیانو یاد بگیره! اینم یک عکس از میز شام! اینم میز دسر! بابای سام کلی با بچه ها بازی کرد! ...
20 دی 1392