آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

139 - آترینا در کاسالوما تورنتو

در هفته اول سفر ، از یکی از جاذبه های توریستی تورنتو به نام کاسالوما بازدید کردیم . کاسالوما واژه اسپانیایی است به معنی قلعه ای روی تپه . این  بنای تاریخی زیبا در مرکز شهر تورنتو و در خیابون اسپاداینا قرار گرفته است . به دلیل سرمای هوا در بعضی از ساعات روز که حتی به 15- درجه هم می رسید ما صبحا حدود ساعت 11 از منزل خارج می شدیم . برای بازدید از کاسالوما هم حدود ساعت 12 بود که به کاخ رسیدیم. در مسیر خیابون اسپاداینا به سمت کاسالوما کاسالوما  یکی از لند مارک های  شهر به شمار می رود. ساخت این بنای زیبا حدود 3 سال از سال 1911 تا 1914 با  همکاری 300 کارگر به طول انجام...
6 خرداد 1393

137- سفر به تورنتو (1) (15/12/1392)

طبق برنامه ریزی قبلی قرار بود آترینا گلی با مامانی و باباییش از ١٥ اسفند (٦ مارچ) تا تقریبا ١٣ فروردین ( ١ آوریل ) رو در تورنتو بگذرونه! پنجشنبه ١٥ اسفند ساعت حدودا ٧ صبح پرواز به استانبول بود و بعد از ٣ ساعت توقف در فرودگاه استانبول قرار بود راهی تورنتو بشیم . پروازمون هم ترکیش ایر بود. ساعت حدود 11 صبح پنجشنبه 15 اسفند در فرودگاه استانبول فرود اومدیم و بعد از انجام کارهای ترانزیت یک ساعت باقی مانده رو در فرودگاه به گشت و گذار پرداختیم. به آترینا ناهار ساندویچ برگرکینگ دادیم.   حدود ساعت 3 مجددا سوار هواپیما به مقصد تورنتو شدیم . همه چی خوب بود فقط آترینا گلی زیاد از دستشویی هواپیما...
24 ارديبهشت 1393

138 - سفر به تورنتو (2) (15/12/1392)

اولین جایی که جرات کردیم خودمون با وسیله نقلیه عمومی بریم مرکز خرید سنتر پوینت بود که چند ایستگاه بالاتر از منزلمون قرار داشت . ایستگاه یانگ شپرد سوار مترو به سمت شمال شدیم و ایستگاه فینج پیاده شدیم و بقیه راه رو که کم هم نبود پیاده رفتیم . از فروشگاههای ایرانی رد شدیم که جالب بود .   می خواستیم سیمکارت بخریم که موفق نشدیم. به مناسبت تعطیلات مارچ (March Break) همه جا برای بچه ها برنامه های ویژه داشتند. مثلا تو همین مرکز خرید یک قسمت رو به بچه ها اختصاص داده بودن . درباره حیوانات خزنده صحبت می کردن و از بچه های داوطلب می خواستند که بیان و حیوونا رو لمس کنند. از فروشگاه payless shoe یک کفش خوشگل برای آتر...
13 ارديبهشت 1393

136 - صبحانه ای با دوستان در رستوران لیدوما (09/12/1392)

روز جمعه صبح ٩ اسفند به دعوت عمو بهرام برای صبحانه دعوت شدیم رستوران لیدوما واقع در طبقه آخر پاساژ پرمهر تقاطع دولت و پاسداران. روز جمعه صبح زود رفتیم بهشت زهرا . ساعت 10:30 با عمو بهرام اینا قرار داشتیم برای صبحانه . ما یه کمی زود رسیدیم و گشتی در فروشگاه 06 زدیم . آترینا با ماهیها عکس گرفت . دیگه خیابونا داره حال و هوای عید پیدا می کنه! این گل میخک رو هم از بهشت زهرا با خودش آورده که بده به پارمیس! آترینا و پارمیس در محوطه زیبای رستوران کلی بازی کردن ! صبحانه هم عالی و بی نظیر بود. نوشیدنی ها ، املت ها ، کیک ها و .... آترینا و پارمیس در انتظار صبحانه! اون روز غیر از پرخوری ما و بازی و...
27 فروردين 1393

135 - آترینا در یزد (21/11/1392)

روز دوشنبه ٢١ بهمن آترینا گلی با مامانی و باباییش با عمو بهرام اینا عمو حسین اینا و عمو سید اینا تو راه آهن قرار داشتن که برن یزد. قطار سریع السیر بود و 5 ساعته ما رو به یزد رسوند.آترینا گلی هم برای اولین بار سفر با قطار رو تجربه کرد(البته قطار سریع السیر). آترینا در قطار ساعت 9:30 شب رسیدیم به یزد قرار بود بریم منزل دایی عمو سید که البته خودش شیراز زندگی می کنه! خونه خیلی سرد بود و شب اول رو با لرز و سرما گذروندیم. صبح روز 22 بهمن به دخمه رفتیم که یه خورده کوهنوردی هم داشت. آترینا و پارمیس آترینا و بابایی آترینا ، فاطمه ، پارمیس ، باران و علیرضا بعد از دخم...
6 اسفند 1392

134 - آترینا در دیزین و شمشک (10/11/1392)

روز پنجشنبه دهم بهمن ماه آترینا گلی با بابایی و مامانی ، بابا جون و دایی نیما رفتن دیزین و شمشک برف بازی !   اول یه سر رفتیم پیست دیزین که خیلی شلوغ بود و تو نرفتیم. خیلیم سرد بود ولی آترینا گلی کلی برف بازی کرد. آترینا و باباجون بابایی آترینا مامانی ، بابایی و آترینا آترینا ناهار رو هم در رستوران دژاوو خوردیم . دایی نیما و باباجون ...
13 بهمن 1392

133 - آترینا در رستوران باکس (27/10/1392)

روز جمعه ٢٧ دی برای ناهار رفتیم رستوران باکس شهرک غرب   آترینا گلی برای ناهار همبرگر می خواست که خوشبختانه موجود بود (باکس برگر). آترینا در حال خوردن برگر باکس! اینم بابایی آترینا فیله مینیون سفارش بابایی آترینا! اسکالپ مرغ سفارش مامانی آترینا! آترینا و بابایی ! اینم آترینا نوئل ! بعد از ظهر یکشنبه 29 دی مامانی و بابایی آترینا رفتن کنسرت مازیار فلاحی و آترینا گلی موند پیش آترینا و خاله نسترن . آترینا گلی بهونه همبرگر گرفته بودن و بابا جون و خاله نسترن رفته بودن رستوران سندباد! مامانی و بابایی هم رفتن همونجا! اینم آترینای شی...
13 بهمن 1392