64 - سفر به مالزی (4) (17/10/1391)
روز چهارم روز چهارم و پنجم سفر یعنی یکشنبه و دوشنبه از طرف تور برنامه جزیره پانکور اجرا می شد که ما شرکت نکردیم به خاطر بچه ها و برنامه ای نداشتیم. با خانواده دکتر معصومی قرار ملاقات گذاشتیم. حدود ساعت 12 ظهر زحمت کشیدند و با ماشین ون دنبالمون اومدند و ما رو به منزلشون بردند. آترینا پشت در اتاق باران در هتل روز چهارم ساعت 9:30 از خواب بیدار شدیم و برای صبحانه رفتیم . برای ظهر با آقای دکتر معصومی قرار داشتیم که به منزلشون بریم برای ناهار. دوتا گربه داشتند و یک سگ به نام های هلو , نارنیا و شوگر آترینا که حیوونا رو خیلی دوست داره خیلی لذت برد. باران و هلو باران اولش کمی از هلو...









