آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

22-نوروز 90

نوروز 90 سال خرگوش هفت سین خرگوشی آترینا            نوروز 90   سال 90 سال خرگوش بود و ما هفت سین خرگوشی برای آتریناچیدیم.   هفت سین خونه مامان شهناز   آترینا خونه مامان ایران    اینجا عمو غلامرضا و خاله مریم اومده بودن خونه بابا جون اینا عید دیدنی . آترینا رو بردیم آرایشگاه سرزمین رویا موهاشو کوتاه کنیم وسوسمون کردن ببریمش آتلیشون ازش عکس بگیرن.   آقای عکاس یه سگ کوچولوی بامزه داشت به اسم نیچه     &nbs...
10 فروردين 1392

81 - آترینا در بولینگ (07/01/1392)

چهارشنبه شب هفتم فروردین آترینا گلی با بابایی و مامانی بابا جون و دایی نیما رفتن بولینگ شیان. بولینگ شیان ساعت حدود 9:30 دقیقه بود که رسیدیم و گفتند که حداقل نیم ساعت معطلی داره . ما هم یک گشتی در محوطه زدیم تا نوبتمون شد. بابایی آترینا ، دایی نیما و مامانی بازی کردند. آترینا گلی هم تشویق می کرد. ...
8 فروردين 1392

80 - سفر به شمال (03/01/1392)

صبح روز سوم فروردین آترینا گلی با مامانی ، بابایی ، باباجون و عمو محمد به سمت لاهیجان راه افتادند . حدودای ساعت 3 رسیدند و بعد از خوردن ناهار در رستوران به خونه رفتند شبش عروسی شهرام نوه پسرعمه باباجون  بود . سفر به لاهیجان آترینا گلی روز سوم فروردین به یک عروسی در لاهیجان دعوت شده بود که البته از اول تا آخر عروسی رو در خواب گذروند. عروسی خیلی گرم و شادی بود و آترینا گلی در اوج سر و صدا در آرامش کامل به خواب رفته بود! صبح روز بعد برای گشت و گذار رفتیم به جاده لونک و به سمت دیلمان . هوا و مناظر واقعا عالی بود. ناهار رو هم فست فودی در رستوران سندباد لاهیجان برگزار کردیم . ...
8 فروردين 1392

78 - پارک ملت (01/01/1392)

روز اول فروردین آترینا گلی با بابایی و مامانیش در یک هوای خوب بهاری تصمیم گرفتند برن پارک ملت . آترینا در پارک ملت آترینا گلی سال جدید رو با پارک گردی شروع کرد. پارک ملت حسابی در حال و هوای عید به سر می برد .     انقده این بستنیا خوشمزه بود . کنار دریاچه خوردیم . خیلی دل انگیز بود هر چند آترینا گلی خیلی استقبال نکرد. ...
8 فروردين 1392

77 - نوروز 92 (30/12/1391)

تحویل سال مصادف شده بود با چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ساعت حدود 14:30 . صبح زود آترینا گلی با بابایی ، مامانی ،باباجون ، دایی نیما و خاله نسترن رفت دیدن مامان شهناز بهشت زهرا . بعد از برگشتن از بهشت زهرا رفتیم خیابون ستارخان نزدیک مطب بابا جون پیرهنی رو که باباجون از مغازه گپ نزدیک مطبش خریده بود و یه کمی به آترینا گلی کوچیک بود عوض کنیم . بعدشم رفتیم گیشا خرت و پرتهای هفت سین رو بخریم. هفت سین امسال این شکلی از آب در اومد. نوروز 92 روز چهارشنبه صبح بعد از اینکه از بهشت زهرا برگشتیم رفتیم گیشا دستفروش بینی . آترینا گلی از اینکه با باباجون ، دایی نیما و خاله نسترن بود ذوق زده شده بود و کلی تو پاساژ نصر شیطونی ک...
7 فروردين 1392

76 - چهارشنبه سوری 1391 (29/12/1391)

چهارشنبه سوری چهارشنبه سوری امسال مصادف شده بود با 29 اسفند و یک روز قبل از تحویل سال . پکیجی رو رزرو کرده بودیم در رستوران کاجو شامل شام ، موزیک پاپ زنده و آتیش بازی. البته قبل از رفتن هم تو حیاط خونه باباجون یه کمی آترینا گلی با دایی نیما آتیش بازی کرد. مراسم چهارشنبه سوری در رستوران کاجو ساعت حدود 8 آترینا گلی با مامانی و بابایی رسیدن خونه باباجون . بعد از حدود یک ربع آتیش بازی تو حیاط راه افتادن به سوی رستوران فرانسوی کاجو تو درکه. آترینا گلی در همون بدو ورود طبق معمول خوابید. اینم خانوم خوابالو بر خلاف تبلیغات منفیی که تو سایتهای مربوط به رستورانها در مورد این رستوران دیده بود...
2 فروردين 1392

75 - آترینا در اداره مامانی (28/12/1391)

روز دوشنبه 28 اسفند که در واقع آخرین روز کاری سال 91 به حساب میومد آترینا گلی برای اولین بار اومد اداره مامانی. آترینا در اداره مامانی دوشنبه 28 اسفند بابایی آترینا گلی رو به جای مهد کودک آورد اداره مامانی . آترینا پشت میز مامانی خوشبختانه در اولین برخورد آترینا گلی خیلی از اداره مامانی و همکاراش خوشش اومد. کلی با یونس پسر خانوم رسولی بازی کرد . مامانی مجبور شد یکی دوبار هم آترینا رو بذاره و از اتاق بیرون بره که البته آترینا گلی اصلا عین خیالش هم نبود. اون روز تا ساعت 1 با آترینا سر کار بودیم. آترینا گلی خیلی خوشش اومده بود و اصلا راضی به خدا حافظی نبود و همش می گفت بسته نشه چرا داره بسته...
2 فروردين 1392

73 - آترینا در برنامه عمو پورنگ (10/12/1391)

آترینا در برنامه عمو پورنگ روز چهارشنبه ٩/١٢/٩١ اس ام اسی با این مضمون از طرف عمو محمد عموی آترینا به دست مامانی آترینا رسید : سلام فردا برنامه عمو پورنگ برای آترینا هماهنگ کردم خ یخچال جنب بیمارستان هدایت , استودیو گلستان . ساعت ١٥ الی ١٥:٣٠ اونجا باشین . کارت ملی هم خودتون و هم آترینا همراه داشته باشید. آترینا گلی از شنیدن این خبر ذوق زده شد . چون عاشق عمو پورنگ و امیر محمده. آترینا در برنامه عمو پورنگ روز پنجشنبه 12 اسفند ماه ساعت 2:30 آترینا با مامانی راه افتادن به سمت آدرس داده شده . ساعت هنوز 2:45 نشده بود که رسیدن. آترینا در ماشین قبل از برنامه عمو پورنگ   دم در ساختمان سیما...
20 اسفند 1391

74 - رستوران رویال کوزین (13/12/1391)

رستوران رویال کوزین هتل استقلال روز یکشنبه ١٣ اسفند ماه رزرو کرده بودیم بریم رستوران رویال کوزین . در واقع به مناسبت ولنتاین بود که ما با تاخیر اجراش کردیم. آترینا گلی نرسیده به رستوران تو ماشین خوابش برد. بابایی آترینا مامانی رو سورپرایز کرده بود و عطر کمیاب ون کلیف رو برای مامانی کادو خریده بود . گارسون محترم دو تا صندلی رو به هم چسبوند تا آترینا گلی بتونه به خوابیدنش ادامه بده. بابایی آترینا , مامانی اترینا مامانی آترینا استیک سفارش داد و بابایی دنده بره که خوشمزه بودن.   اینم آترینا قبل از رفتن به رستوران ...
16 اسفند 1391