آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

145 - آترینا در رستوران های تورنتو

1393/3/18 23:04
نویسنده : مامانی بابایی
792 بازدید
اشتراک گذاری

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

پیتزا بوستون

یکی از رستوران هایی که رفتیم پیتزا بوستون بود . دو تا پیتزا سایز متوسط سفارش دادیم که نسبت به پیتزاهایی که اینجا داریم خیلی کوچیکتر بود خیلی هم خاص نبود!

به آترینا گلی تو رستورانای اونجا خیلی خوش می گذشت چون به محض ورود برای بچه ها یک پک لوازم نقاشی می آوردن! کتاب یا دفتر نقاشی ، مداد رنگی یا مداد شمعی یا ماژیک ! غذا که درست حسابی نمی خورد ولی  هنر بچم کلی شکوفا می شد.

ناگفته نمونه که پیتزا بوستون یه رستوران زنجیره ای کاناداییه که علاوه بر کانادا تو امریکا و مکزیک هم شعبه داره!

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

رستوران Frankie s Tomato

به دعوت دکتر مدنی و خانواده محترمشون یه شب رفتیم یه رستوران ایتالیایی به صورت بوفه یا به قول خودشون All You Can Eat

 قیمت برای بوفه ناهار از شام کمتر بود و همینطور روزهای عادی از آخر هفته.

این هم لیست قیمت ها و ساعت ها جهت اطلاع:

Monday to Friday Lunch

Hours

11:30am – 3:00 pm
$12.99

Monday to Thursday Dinner

5:00pm – 9:30pm
$16.99

Fri/Sat/Sun/Holiday Dinner

Fri 5pm to 10:00pm / Sat 4pm – 10:00 pm

Sun/Holiday 4pm – 9:00pm
$21.99

Saturday, Sunday, Holiday Brunch

11:00am – 2:30pm
$18.99
*Includes Beverages

برای بچه های 3 تا 11 سال 50 درصد حالت عادی و برای سینیورها بالای 65 سال 15 درصد حالت معمول.

رستوران زیبایی بود و همینطور غذاهای خوشمزه ای داشت هرچند ما نتونستیم همه چی رو تست کنیم چون خطر ترکیدن وجود داشتخندونک

خصوصا قسمت دسر و بستنی هاش که همون برای ترکوندن کافی بود. بچه ها قیف یا لیوان بر می داشتن می رفتن سر فریزر بستنی ها و با قاشق مخصوص هر طعم و هر تعداد اسکوپی که می خواستن بر می داشتن .

این هم نقشه چیدمان غذا و دسرها

حدود ساعت 6 خانواده دکتر مدنی به دنبال ما اومدن البته بدون پسرهای گلشون . غمگین حق هم داشتن چون تو ماشین جا نمی شدیم!

آترینا گلی اسپاگتی خورد با ژله و بستنی و شیرینی و ...! که برای آترینا گلی کم غدای ما پرخوری مجسوب می شد.

 

بعد از خوردن شام گشتی در سطح شهر زدیم و از یک کتابخونه بازدید کردیم که خیلی جالب بود.

آترینا و دکتر مدنی تو ماشین نشستند و هنگامه جون ما رو برای بازدید از کتابخونه همراهی کرد بعد از اینکه کارمون تموم شد و به سمت ماشین برگشتیم در کمال تعجب دیدیم آترینا و دکتر مدنی تو ماشین نیستند گفتیم حتما خسته شدن از معطلی و دنبال ما اومدن! برگشتیم تو کتابخونه. دم در دستشویی دیدیم آترینا گلی و آقای دکتر با خونسردی کمال دارن میان بیرون! آترینا گلی جیش داشت و مجبور شده بود به دکتر مدنی بگه!تعجب از خجالت آب شدیم ولی آترینا گلی  می گفت مگه اشکالی داشت؟؟؟خجالت

 کلا ارتباط خوبی با خانواده دکتر مدنی برقرار کرده بود .محبتniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

آترینا گلی از همه اینا بیشتر مک دونالد دوست داشت خصوصا هپی باکس ها رو!

این هم پونی جایزه تو هپی باکس! بیشتر اوقات تو مراکز خرید برای آترینا ناهار مک دونالد می گرفتیم و خودمون قهوه سفارش می دادیم! چون ما صبحونه می خوردیم و سیر بودیم ولی آترینا گلی گرسنش می شد! اینجا هم فود کورت Fairview Mall اگر اشتباه نکنم!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)