آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

21-سفر به شیرگاه

1391/11/3 15:04
نویسنده : مامانی بابایی
708 بازدید
اشتراک گذاری

شیرگاه همون جایی بود که کارگاه عمو حسین اونجا بود و ما به اتفاق پارمیس اینا یه سفر کوتاه به اونجا داشتیم . فکر کنم پاییز 89 بود.

 

آترینا 

اینجا آترینا برای اولین بار قایق سوار شد که البته کار واقعا خطرناکی بودنگران

شیرگاه

 

 

 آترینا باران و پارمیس

اکبر جوجه

رستوران اکبر جوجه قائمشهر

 عمو بهرام و پژواک

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

بهمن 89

عمو ساویز به خاطر بیماری آقای آزادی از امریکا اومده بود و همه دور هم منزل عمو بهرام جمع شده بودیم. مصادف بود با تولد مامانی که با یه کیک همونجا تولد مامانی برگزار شد.خاله نیکا ته چین خوشمزه مرغ و بادمجون درست کرده بود که خیلی خوشمزه بود. شب خوبی بود و خیلی خوش گذشت.

 

آترینا و بابایی 

منزل عمو بهرام

 تولد مامانی آترینا

 تولد مامانی آترینا

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)