52-رستوران تیروژ (11/8/1391)
رستوران تیروژ
روز پنجشنبه ١١ آبان آترینا با پارمیس و پژواک و مامانا و باباها برای شام رفتند به رستوران تیروژ تو نیاوران.
آترینا گلی طبق معمول تو ماشین خوابش برد ولی خوشبختانه وقتی رسیدیم رستوران بیدار شد و کلی با پارمیس خوشگله بازی کرد.

این هم آترینای تازه از خواب بیدار شده با باباییش

این بلوز خوشگل رو هم همون روز براش از فروشگاه Mr & Mrs Happy مرکز خرید پارسه خریدیم.
نی نیم تازگیا یاد گرفته تو عکسا لبخند بزنه!
پارمیس , پژواک و عمو بهرام
آترینا اون روز خیلی با پارمیس بازی کرد . با یه نی نی کوچولو هم اونجا دوست شدند که تو عکس زیر افتاده.
بعد از خوردن شام هم یه سر رفتیم خونه عمو بهرام اینا و آترینا که حسابی خواب از سرش پریده بود کلی با پارمیس بازی کرد.
یه فیلم کوتاهم دیدیم که پژواک خان از خودش ساخته بود و خیلی جالب بود.
.gif)
.gif)
.gif)
این هم یک فیگور جالب از آترینا
.gif)
.gif)
.gif)
آترینا در حال رفتن به مهد کودک
.gif)
.gif)
.gif)
این هم هنرنمایی آترینا خانم در لگو سازی
.gif)
.gif)
.gif)
آترینا در حیاط منزل
.gif)
.gif)
درب ورودی رستوران پارتیان

آترینا داره میره از فروشگاه گنجینه کودک خرید کنه.
اون روز از دخترک پسرک آترینا یک جفت کفش هم خرید.(به قول آترینا کفش بتمنی)
.gif)
.gif)
.gif)
آترینا در منزل عمو دکتر(عموی مامانی)
اون روز کلی اشتهای آترینا گلی باز شده بود.مامانی و باباییش کلی ذوق کرده بودن.



52-رستوران تیروژ (11/8/1391)
