آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

52-رستوران تیروژ (11/8/1391)

1391/11/7 14:17
نویسنده : مامانی بابایی
1,571 بازدید
اشتراک گذاری

رستوران تیروژ

روز پنجشنبه ١١ آبان آترینا با پارمیس و پژواک و مامانا و باباها برای شام رفتند به رستوران تیروژ تو نیاوران.

آترینا گلی طبق معمول تو ماشین خوابش برد ولی خوشبختانه وقتی رسیدیم رستوران بیدار شد و کلی با پارمیس خوشگله بازی کرد.

شام

این هم آترینای تازه از خواب بیدار شده با باباییش

 آترینا و بابایی

این بلوز خوشگل رو هم همون روز براش از فروشگاه Mr & Mrs Happy  مرکز خرید پارسه خریدیم.

آترینا و بابایی 

نی نیم تازگیا یاد گرفته تو عکسا لبخند بزنه!

پارمیس 

پارمیس , پژواک و عمو بهرام

آترینا اون روز خیلی با پارمیس بازی کرد . با یه نی نی کوچولو هم اونجا دوست شدند که تو عکس زیر افتاده.

پارمیس  

بعد از خوردن شام هم یه سر رفتیم خونه عمو بهرام اینا و آترینا که حسابی خواب از سرش پریده بود کلی با پارمیس بازی کرد.

 

یه فیلم کوتاهم دیدیم که پژواک خان از خودش ساخته بود و خیلی جالب بود.

آترینا و پارمیس 

 niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

آترینا 

این هم یک فیگور جالب از آترینا

 niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

آترینا 

آترینا در حال رفتن به مهد کودک

آترینا 

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

این هم هنرنمایی آترینا خانم در لگو سازی 

لگو 

   niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

آترینا در حیاط منزل

  آترینا 

  niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com 

درب ورودی رستوران پارتیان

آترینا

آترینا داره میره از فروشگاه گنجینه کودک خرید کنه.

 اون روز از دخترک پسرک آترینا یک جفت کفش هم خرید.(به قول آترینا کفش بتمنی)

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

آترینا در منزل عمو دکتر(عموی مامانی)

آترینا 

اون روز کلی اشتهای آترینا گلی باز شده بود.مامانی و باباییش کلی ذوق کرده بودن.

 آترینا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)