آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

15-سفرنامه آترینا از تولد تا 2 سالگی (1)

1391/11/8 15:12
نویسنده : مامانی بابایی
1,077 بازدید
اشتراک گذاری

اولین سفر آترینا تو سن چهار ماهگی به شمال بود به همراه باباجون , مامان شهناز , دایی نیما و خاله نسترن.

آترینا و باباجون

اولین کنار دریا رفتن آترینا

                     niniweblog.com

سفرنامه آترینا

 آترینا

آترینا

 آترینا

            niniweblog.com

هفته آخر شهریور 89 (استانبول)

  آترینا و باران

آترینا و باران در محوطه کاخ دلمه باغچه

در حین بازدید از کاخ آترینا و باران تا جایی که میتونستن در نظافت کاخ کوشیدن. باران آبمیوشو خالی کرد رو موکتهای کاخ و آترینا هم کلوچه ای رو که یکی از مسافرا بهش داده بود همرو له کرد و ریخت کف کاخ .

کاخ دلمه باغچه

اینجارو به گند کشیدندها!!!!

کاخ دلمه باغچه

  آترینا عمو حمید و باران

آترینا , باران و عموحمید

آترینا

 آترینا و بابایی

آترینا 

کشتی سوار شدن آترینا برای عبور از تنگه بسفر و رسیدن به قسمت آسیایی استانبول.

 آترینا

آترینا و بابایی

آترینا و بابایی

آترینا 

خرید پالتو برای آترینا از فروشگاه زارا.(به قول علی پالتوی رضاخانی)

اول می خواستیم اینو بخریم:

آترینا

 آترینا

 باران و عمو حمید

 بازی

 باران و آترینا

 جزیره بیوک آدا

 جزیره

اینجا جزیره بیوک آداست که با درشکه دور جزیره رو گشتیم .

آترینا و بابایی 

انقدر لیدر تور هولمون کرد که بابایی به جای صندلاش با دمپایی هتل اومدهخنده

آترینا 

آترینا و پیشی در جزیره بیوک آدا

آترینا و بابایی

آترینا

آترینا و بابایی

 آترینا و نازلی 

آترینا و نازلی

تو روز روشن دارن سر آترینا کلاه میذارنتعجب

 آترینا

آترینا در لابی هتل  

آترینا و بابایی

آترینا و باران

اینقدر از سواری خوششون اومده بود که پیاده نمی شدن . ما هم همش دنبال سکه!!!!

 آترینا و باران

باران 

 آترینا

آترینا در حال تماشای آکواریوم

باران

آترینا و بابایی

آترینا و بابایی

آترینا

باران

آترینا

آترینا و بابایی 

آترینا در جمعه بازاراستانبول

بابایی

آترینا باران و عمو حمید

 باران و عمو حمید

بابایی و نازلی 

شام روی کشتی

آترینا و بابایی

آترینا و بابایی

 باران و عمو حمید 

عمو حمید و باران

آترینا 

آترینا،بابایی ،باران و نازلی

 آترینا و باران

اشتباه کردیم کالسکه خود آترینا رو نبردیم پدر گردن بچه در اومد. 

سوغات استانبول

 آترینا 

اینا رو هم از استانبول خریدیم که آترینا خیلی دوستشون داره.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)