60-رستوران خاقان (8/10/1391)
رستوران خاقان
روز جمعه 8 دی آترینا با مامانی و باباییش ناهار رفتن رستوران خاقان تو جردن.

آترینا و بابایی
رستوران خاقان در یک ظهر سرد زمستان


آترینا و درخت کریسمس

آترینا و بابایی



سفارش آترینا سوپ جو بود که خیلی خوشش اومد و همشو کامل خورد.


آترینا و مامانی

بابایی آترینا که داشت متفکرانه به نوای پیانویی که در سالن نواخته میشد گوش می سپرد.

ماهی اوزون برون سفارش بابایی آترینا

استیک با سس قارچ سفارش مامانی که فوق العاده عالی بود.
کلا رستوران خوبی بود با غذاهای خوشمزه و پرسنل مودب.

آترینا در محوطه بیرون رستوران

.gif)
.gif)
.gif)

دخترم کارتن خواب شده
این جعبه قطار تولو هست که کادوی خاله نسترن برای تولد آترینا بود که تازه براش رونمایی کردیم اینقدر از قطار خوشش اومد که روی کارتن قطار خوابش برد.
اینم چند تا عکس از قطار آترینا



.gif)
.gif)
.gif)
آترینا قبل از رفتن به رستوران در حیاط منزل

.gif)
.gif)
.gif)
مکالمه ای بین مامانی و آترینا
مامانی :آترینا جون من تو رو خیلی دوست دارم ها!!!
آترینا : خوب منم عمو پورنگو خیلی دوست دارم!
می بینی تو رو خدا بچه های این دوره زمونه رو!!!


60-رستوران خاقان (8/10/1391)
