62 - سفر به مالزی (2) (15/10/1391)
روز دوم سفر
ساعت ٧:٣٠ از خواب بیدار شدیم و آترینا گلی رو که مست خواب بود به زور از خواب بیدار کردیم.ساعت ٨ برای صرف صبحانه به بوفه صبحانه هتل رفتیم.

عکسای بعدی رو پس از صرف صبحانه از بچه ها گرفتیم . تا ساعت 9:20 که تور به دنبالمون بیاد.
روز دوم سفر


اولین جایی که برای بازدید رفتیم یک معبد چینی در داخل شهر بود که اتفاقا مراسم مذهبی در اون در حال برگزاری بود.





چینی ها مشغول عبادت




.gif)
.gif)
.gif)
کارگاه شکلات سازی
بعد از معبد نوبت رسید به بازدید از یک کارگاه شکلات سازی.

شکلاتهای خوشمزه ای داشت ولی حیف که با رینگیت 1100 تومن خیلی گرون در میومد.نتونستیم زیاد خرید کنیم. اونجا ما فهمیدیم شکلات مالزی بعد از سوئیس در مقام دوم قرار داره و به خاطرروغن پالمه که توش استفاده میشه.




.gif)
.gif)
.gif)
میدان استقلال
مقصد بعدی میدان استقلال بود که البته توقف کوتاهی بود و آترینا و باران از اتوبوس پیاده نشدند.

بنايي بسيار زيبا وباشكوه كه هر ساله در تاريخ استقلال مالزي محل برگزاري جشني باشكوه ميباشد در سمت چپ این میدان بنای یادبودی برای شخصی به نام سلطان عبد الصمد که توانسته بود در31 آگوست 1957 استقلال مالزی را در عرض سه روزمذاکره از بریتانیا بدست آورد، ساخته شده است .معماری این بنا به سبک انگلیسی وبسیار زیبا میباشد .
روبروی میدان یک فضای سبز مستطیل شکل که زمین بازی کریکت است ساخته شده وسط میدان پرچم بلندی به ارتفاع 95متر که بلندترین پرچم مالزی میباشد قرار دارد .



آرم حکومتی مالزی





.gif)
.gif)
.gif)
کاخ پادشاه مالزی
جای بعدیی که برای بازدید رفتیم کاخ پادشاه مالزی بود.
مالزی 13 ایالت یا استان دارد که 9 تای آن پادشاه داردکه هر پنج سال یک باراز بین آنها یک پادشاه برای کشور انتخاب می شود.

کاخ شاه از دو گنبد پیازی شکل طلایی تشکیل شده یک پرچم زردهم داخل حیاط کاخ است که اگر برافراشته باشد یعنی پادشاه در کاخ حضور دارد.سردر ورودی هم دو سرباز با لباسهای نمادین درحالیکه سوار بر اسب هستند حضور دارند و توریستها با آنها عکس می گیرند.



برای ناهار به یه رستوران ایرانی به اسم کاسپین رفتیم و جوجه کباب خوردیم .آترینا و باران گلی هم کلی رقصیدند.


اینم بابایی آترینا
.gif)
.gif)
.gif)
معبد هندوها (غارهای باتو)
جای بعدی که برای بازدید رفتیم بزرگترین معبد هندوها در دل کوه و مجسمه موروگان بود.

بعد از اینکه از ماشین پیاده شدیم خانوم احمدی (رهبر تور)مشغول دادن توضیحاتی در مورد معبد شدند و بعد به یه مغازه هندی در همون حوالی رفتیم و یه نوشیدنی هندی خوردیم مثل این بودکه توی چایی شیر ریخته باشند. یه مسابقه هم گذاشتن که باید بدون اینکه نگاه کنی مقدار زیادی از اون نوشیدنی رو از یه پارچ تو یه پارچ دیگه می ریختی. عمو حمید داوطلب شد . کل نوشیدنی رو هم ریخت روی زمین . بدم نبود اسباب خنده تور رو فراهم کرد.

باران گلی هم اصرار به خرید یه تفنگ حباب ساز داشت که بعداز کلی گریه به هدفش رسید.
الان که دارم این موضوعات رو می نویسم پول ایران به بی ارزشترین پول جهان تبدیل شده . رینگیت که تا چندی پیش 300 تومن بود الان 1100 تومنه و واقعا خرید کردن کار سختیه. تفنگهای حباب ساز رو که تو تهران 7 یا 8 هزار تومنه ما 25 رینگیت خریدیم یعنی هر کدوم بالای 25هزار تومن 




غارهای باتوکیو در فاصله 13 کیلو متری شمال کوالالامپور قرار دارد شامل سه غار اصلی است. غار اصلی که معبد را در بر دارد ارتفاعی حدود 100 متر داشته و 272 پله از سطح زمین بالاتر است.
در ابتدای ورود به مجموعه مجسمه ای بزرگ طلایی به ارتفاع 43 متر ازلرد موروگان(پسر کوچک خدایان بزرگ شیوا و پرواتی) ساخته شده است. در هفتم فوریه هر سال (عید تایپو سام)که بزرگترین و مهمترین جشن هندو ها است همه هندو ها از مالزی -هند-استرالیا-سنگاپور و...به این محل می آیند و با غسل در رودخانه ای که در مجاورت این غارها است خود را تطهیر می کنند و به زیارت معابد می روند. وجود مجسمه هایی با اشکال مختلف (اسب یا گاو بالدار و دم طاووس و سر یک زن و...) و در ابعاد مختلف در نقطه نقطه این غارها به چشم می خورد. بزرگی غار چه از نظر وسعت و چه ارتفاع از نکات قابل توجه آن است. منطقه که یک منطقه کوهستانی و سر سبز است در کنار رودخانه ای قرار دارد.وجود یک گالری هنری در پایین پله ها با نقاشی های دیواری و مجسمه هایی از خدایان هندو و اساطیر در این مکان خود نمایی می کند.


برای رسیدن به غارها باید 272 پله رو بالا می رفتیم که با بچه ها واقعا کار سختی بود ولی بالاخره موفق شدیم.




عمو حمید و باران
آترینا و باباییش هم در حال پیمودن پله ها برای رسیدن به غارها هستند.


و بالاخره پله ها تموم شد.


.gif)
.gif)
.gif)
شهر الکترونیکی پوتراجایا
پوتراجایا پایتخت اداری مالزیه که در 25 کیلومتری کوالالامپور قرار گرفته و به شهر قانون معروفه.فقط کارمندان دولت در اون اجازه سکونت دارن . جمعیتش حدود 80000 نفره.
این شهر در سال 1996 بدستور ماهاتیر محمد نخست وزیر وقت مالزی ساخته شد و از نظر اداره سیستم های شهری به شهر هوشمند تشبیه شده است و توسط دوربین های مداربسته مدیریت می شود و این شهر بر پایه مولتی مدیا ساخته شده است و نظم و انضباط و زیبائیهای آن واقعا دیدنی است و معماری ساخت آن نیز ترکیبی از معماری اسلامی و مدرن غربی است.
در زبان مالایی پوترا به معنی پادشاه و جایا به معنای عالی مقام است.

نمایی از شهر پوتراجایا

در مرکز این شهر دریاچه مصنوعی ایجاد شده که پل های زیبائی بر روی آن ساخته اند که از معماری های مختلف بهره گیری شده مثلا پل پوترا از معماری پل خواجو ایران الگو برداری شده و طول آن 435 متر است کلا این شهر دارای 8 پل بسیار زیبا می باشد پلهای کابلی و معلق پوتراجایا بر فراز دریاچه مصنوعی شهر تکنولوژی پل سازی این کشور را برای بیننده تداعی میکند. بعضی از ساختمانهای اطراف دریاچه هم شبیه سازی شده اماکن مشهور دنیا نظیر تاج محل و معماری ایتالیائی ونیز ... هستند.

وقتی به پوتراجایا رسیدیم آترینا و باران خوابشون برده بود. اونارو توی ون پیش یه راننده هندی به نام کریشنا گذاشتیم و به دیدن جاهای دیدنی شهر رفتیم.
بارون شدیدی هم می بارید.

اینجا اولین جایی بود که رفتیم. محلی برای برگزاری همایش های رسمی در مالزی. شکل کلاه فارغ التحصیلی بود.

اینجا انگار بابایی آترینا یه بار دیگه فارغ اتحصیل شده
جای بعدی که توقف داشتیم پل خوشبختی بود که همه عروس و دامادهای مالایی ضمن عبور از اون آرزوی خوشبختی می کنند.رنگ طلایی به کار رفته در پل رو نشانه سعادت و خوشبختی می دونند.


جای بعدی که رفتیم مسجد صورتی بود.
این مسجد در حاشیه دریاچه قرار دارد و بسیار زیبا ساخته شده و ارتفاع مناره آن حدود 116 متر است. مسجد پوترا مسجدی با مناره صورتی رنگ است و گفته می شود نزدیک 15000 نفر ظرفیت دارد و افراد غیر مسلمان هم با پوشیدن پوشش اسلامی ( یه چیزی شبیه حوله حمام!!) که در مدخل ورودی مسجد به آنها داده می شود می توانند از این محل بازدید کنند.
این مسجد با الهام از معماری ایرانی صفویه در داخل دریاچه ساخته شده و تنها از یک ضلع به خشکی راه دارد رنگ صورتی مسجد با سنگ های گرانیت کف و درب های چوبی جلوه ای متفاوت به این مسجد داده است .



مامانی ، بابایی ، خاله مهرناز و عمو حمید در حال بازدید از مسجد

نمایی از داخل مسجد

نمایی از منظره روبروی مسجد
نکته جالبی که تور لیدر برامون توضیح داد این بود که وصیت نامه ماهاتیرمحمد نخست وزیر سابق مالزی در طبقه آخر موشک طلایی که در شکل دیده میشه قرار گرفته . براساس برنامه توسعه بلند مدت که در وصیت نامه ماهاتیر محمد ذکر شده، مالزی باید در سال 2020 به یک کشور پیشرفته مبتنی بر اقتصاد دانش، پردرآمد و از لحاظ فرهنگی و اجتماعی تحصیلکرده و توسعه یافته تبدیل شود.از بالا که نگاه کنی موشک طلایی پرچم گل میلینیوم (نماد کشور مالزی)رو تشکیل میده و یک سری پنجره های شیشه ای که در پایین موشک ساخته شده گلبرگهای گل میلینیوم هستن روی هر پنجره شیشه ای یکی از پیشرفتهای مهم مالزی ثبت شده مثلا ساخت برج دو قلو و ... 
نمایی از کاخ حاکم سلانگور
ظاهرا زمینهای پوتراجایا همه متعلق به پادشاهی بنام سلانگور بوده است که برای ساختن شهر وقف کرده است . دریاچه های ایجاد شده همه پر از ماهی هستند که تنها فرزندان سلانگور حق ماهیگیری در آن را دارند به شرط آنکه در پایان ماهیها را به دریاچه برگردانند.
بعد از پوتراجایا به مرکز خریدی بنام بی بی پلازا رفتیم و شام را هم KFC برگزار کردیم.

این هم گدایان مالزی

اینا عین مجسمه بودن و تا حرکت نمی کردن تشخیص نمی دادی که آدمند. قبلا تو استانبولهم البته با اینا مواجه شده بودیم.


آترینا در حال ورود یه رستوران برای خوردن شام


62 - سفر به مالزی (2) (15/10/1391)
