آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

62 - سفر به مالزی (2) (15/10/1391)

1391/11/7 14:03
نویسنده : مامانی بابایی
1,789 بازدید
اشتراک گذاری

روز دوم سفر

 ساعت ٧:٣٠ از خواب بیدار شدیم و آترینا گلی رو که مست خواب بود به زور از خواب بیدار کردیم.ساعت ٨ برای صرف صبحانه به بوفه صبحانه هتل رفتیم.

آترینا

عکسای بعدی رو پس از صرف صبحانه از بچه ها گرفتیم . تا ساعت 9:20 که تور به دنبالمون بیاد.

روز دوم سفر

آترینا و باران

 آترینا و باران

 

اولین جایی که برای بازدید رفتیم یک معبد چینی در داخل شهر بود که اتفاقا مراسم مذهبی در اون در حال برگزاری بود.

معبد چینی

معبد چینی

 آترینا و باران

 

 معبد چینی

معبد چینی

چینی ها مشغول عبادت

معبد چینی

معبد چینی

معبد چینی

معبد چینی

 niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

کارگاه شکلات سازی

بعد از معبد نوبت رسید به بازدید از یک کارگاه شکلات سازی.

کارگاه شکلات سازی

شکلاتهای خوشمزه ای داشت ولی حیف که با رینگیت 1100 تومن خیلی گرون در میومد.نتونستیم زیاد خرید کنیم. اونجا ما فهمیدیم شکلات مالزی بعد از سوئیس در مقام دوم قرار داره و به خاطرروغن پالمه که توش استفاده میشه.

کارگاه شکلات

کارگاه شکلات

آترینا و باران

کارگاه شکلات

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

 میدان استقلال

مقصد بعدی میدان استقلال بود که البته توقف کوتاهی بود و آترینا و باران از اتوبوس پیاده نشدند.

میدان استقلال

بنايي بسيار زيبا وباشكوه كه هر ساله در تاريخ استقلال مالزي محل برگزاري جشني باشكوه ميباشد  در سمت چپ این میدان بنای یادبودی برای  شخصی به نام سلطان عبد الصمد  که توانسته بود در31 آگوست 1957 استقلال مالزی را در عرض سه روزمذاکره از بریتانیا بدست آورد، ساخته شده است .معماری این بنا به سبک انگلیسی وبسیار زیبا میباشد .

روبروی میدان یک فضای سبز مستطیل شکل که زمین بازی کریکت است ساخته شده  وسط میدان پرچم بلندی به ارتفاع 95متر که بلندترین پرچم مالزی میباشد قرار دارد .

بابایی

 

 

 مجسمه

آرم مالزی

آرم حکومتی مالزی

بابایی

آترینا و باران

آترینا و باران

آترینا و باران

آترینا و باران

 niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

کاخ پادشاه مالزی

جای بعدیی که برای بازدید رفتیم کاخ پادشاه مالزی بود.

مالزی 13 ایالت یا استان دارد که 9 تای آن پادشاه داردکه هر پنج سال یک باراز بین آنها  یک پادشاه برای کشور انتخاب می شود.

کاخ پادشاه

کاخ شاه از دو گنبد پیازی شکل طلایی تشکیل شده یک پرچم زردهم داخل حیاط کاخ است که اگر برافراشته باشد یعنی پادشاه در کاخ حضور دارد.سردر ورودی هم دو سرباز با لباسهای نمادین درحالیکه سوار بر اسب هستند حضور دارند و توریستها  با آنها عکس می گیرند.

کاخ پادشاه

آترینا و باران

آترینا و باران

 

برای ناهار به یه رستوران ایرانی به اسم کاسپین رفتیم و جوجه کباب خوردیم .آترینا و باران گلی هم کلی رقصیدند.

رستوران کاسپین

بابایی

اینم بابایی آترینا

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

معبد هندوها (غارهای باتو)

جای بعدی که برای بازدید رفتیم بزرگترین معبد هندوها در دل کوه و مجسمه موروگان بود.

مجسمه خدای هندوها

بعد از اینکه از ماشین پیاده شدیم خانوم احمدی (رهبر تور)مشغول دادن توضیحاتی در مورد معبد شدند و بعد به یه مغازه هندی در همون حوالی رفتیم و یه نوشیدنی هندی خوردیم مثل این بودکه توی چایی شیر ریخته باشند. یه مسابقه هم گذاشتن که باید بدون اینکه نگاه کنی مقدار زیادی از اون نوشیدنی رو از یه پارچ تو یه پارچ دیگه می ریختی. عمو حمید داوطلب شد . کل نوشیدنی رو هم ریخت روی زمین . بدم نبود اسباب خنده تور رو فراهم کرد.

عمو حمید

 

باران گلی هم اصرار به خرید یه تفنگ حباب ساز داشت که بعداز کلی گریه به هدفش رسید.

الان که دارم این موضوعات رو می نویسم پول ایران به بی ارزشترین پول جهان تبدیل شده . رینگیت که تا چندی پیش 300 تومن بود الان 1100 تومنه و واقعا خرید کردن کار سختیه. تفنگهای حباب ساز رو که تو تهران 7 یا 8 هزار تومنه ما 25 رینگیت خریدیم یعنی هر کدوم بالای 25هزار تومن تعجب

 

آترینا و باران

مغازه هندی

 آترینا

مجسمه موروگان

غارهای باتوکیو در فاصله 13 کیلو متری شمال کوالالامپور قرار دارد شامل سه غار اصلی است. غار اصلی که معبد را در بر دارد ارتفاعی حدود 100 متر داشته و 272 پله از سطح زمین بالاتر است.

در ابتدای ورود به مجموعه مجسمه ای بزرگ طلایی به ارتفاع 43 متر ازلرد موروگان(پسر کوچک خدایان بزرگ شیوا و پرواتی) ساخته شده است. در هفتم فوریه هر سال (عید تایپو سام)که بزرگترین و مهمترین جشن هندو ها است همه هندو ها از مالزی -هند-استرالیا-سنگاپور و...به این محل می آیند و با غسل در رودخانه ای که در مجاورت این غارها است خود را تطهیر می کنند و به زیارت معابد می روند. وجود مجسمه هایی با اشکال مختلف (اسب یا گاو بالدار و دم طاووس و سر یک زن و...) و در ابعاد مختلف در نقطه نقطه این غارها به چشم می خورد. بزرگی غار چه از نظر وسعت و چه ارتفاع از نکات قابل توجه آن است. منطقه که یک منطقه کوهستانی و سر سبز است در کنار رودخانه ای قرار دارد.وجود یک گالری هنری در پایین پله ها با نقاشی های دیواری و مجسمه هایی از خدایان هندو و اساطیر در این مکان خود نمایی می کند.

مجسمه موروگان

 آترینا و باران

برای رسیدن به غارها باید 272 پله رو بالا می رفتیم که با بچه ها واقعا کار سختی بود ولی بالاخره موفق شدیم.

معبد هندوها

آترینا و باران

معبد هندوها

 عموحمید و باران

عمو حمید و باران

آترینا و باباییش هم در حال پیمودن پله ها برای رسیدن به غارها هستند.

آترینا و بابایی

آترینا

و بالاخره پله ها تموم شد.

غار

معبد

 niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

شهر الکترونیکی پوتراجایا

پوتراجایا پایتخت اداری مالزیه که در 25 کیلومتری کوالالامپور قرار گرفته و به شهر قانون معروفه.فقط کارمندان دولت در اون اجازه سکونت دارن . جمعیتش حدود 80000 نفره.

این شهر در سال 1996 بدستور ماهاتیر محمد  نخست وزیر وقت مالزی ساخته شد و  از نظر اداره سیستم های شهری به شهر هوشمند تشبیه شده است و  توسط دوربین های مداربسته مدیریت می شود و این شهر بر پایه مولتی مدیا ساخته شده است و نظم و انضباط و زیبائیهای آن واقعا دیدنی است و معماری ساخت آن نیز ترکیبی از معماری اسلامی و مدرن غربی است. 

در زبان مالایی پوترا به معنی پادشاه و جایا به معنای عالی مقام است. 

پوتراجایا

نمایی از شهر پوتراجایا

پل خواجو

در مرکز این شهر دریاچه مصنوعی  ایجاد شده که پل های زیبائی بر روی آن ساخته اند که از معماری های مختلف بهره گیری شده  مثلا  پل پوترا  از معماری پل خواجو ایران الگو برداری شده و طول آن 435 متر است کلا این شهر دارای 8 پل بسیار زیبا می باشد پل‌های کابلی و معلق پوترا‌جایا بر فراز دریاچه مصنوعی شهر تکنولوژی پل سازی این کشور را برای بیننده تداعی می‌کند. بعضی از ساختمانهای اطراف دریاچه هم شبیه سازی شده اماکن مشهور دنیا نظیر تاج محل و معماری ایتالیائی ونیز ... هستند. 

بابایی آترینا

وقتی به پوتراجایا رسیدیم آترینا و باران خوابشون برده بود. اونارو توی ون پیش یه راننده هندی به نام کریشنا گذاشتیم و به دیدن جاهای دیدنی شهر رفتیم.

بارون شدیدی هم می بارید.

پوتراجایا

اینجا اولین جایی بود که رفتیم. محلی برای برگزاری همایش های رسمی در مالزی. شکل کلاه فارغ التحصیلی بود.

بابایی

اینجا انگار بابایی آترینا یه بار دیگه فارغ اتحصیل شده

جای بعدی که توقف داشتیم پل خوشبختی بود که همه عروس و دامادهای مالایی ضمن عبور از اون آرزوی خوشبختی می کنند.رنگ طلایی به کار رفته در پل رو نشانه سعادت و خوشبختی می دونند.

پل خوشبختی

پل خوشبختی

بابایی 

جای بعدی که رفتیم مسجد صورتی بود.

این مسجد در حاشیه دریاچه قرار دارد و بسیار زیبا ساخته شده و ارتفاع مناره آن حدود 116 متر است.  مسجد پوترا مسجدی با مناره صورتی رنگ است و  گفته می شود نزدیک 15000 نفر ظرفیت دارد و افراد غیر مسلمان هم با پوشیدن پوشش اسلامی ( یه چیزی شبیه حوله حمام!!) که در مدخل ورودی مسجد به آنها داده می شود می توانند از این محل بازدید کنند.

 این مسجد با الهام از معماری ایرانی صفویه در داخل دریاچه ساخته شده و تنها از یک ضلع به خشکی راه دارد رنگ صورتی مسجد با سنگ های گرانیت کف و درب های چوبی جلوه ای متفاوت به این مسجد داده است .

مسجد صورتی

مسجد صورتی

 

 مامانی بابایی آترینا

مامانی ، بابایی ، خاله مهرناز و عمو حمید در حال بازدید از مسجد

مسجد صورتی

نمایی از داخل مسجد

موشک طلایی

نمایی از منظره روبروی مسجد

نکته جالبی که تور لیدر برامون توضیح داد این بود که وصیت نامه ماهاتیرمحمد نخست وزیر سابق مالزی در طبقه آخر موشک طلایی که در شکل دیده میشه قرار گرفته . براساس برنامه توسعه بلند مدت که در وصیت نامه ماهاتیر محمد ذکر شده، مالزی باید در سال 2020 به یک کشور پیشرفته مبتنی بر اقتصاد دانش، پردرآمد و از لحاظ فرهنگی و اجتماعی تحصیلکرده و توسعه یافته تبدیل شود.از بالا که نگاه کنی موشک طلایی پرچم گل میلینیوم (نماد کشور مالزی)رو تشکیل میده و یک سری پنجره های شیشه ای که در پایین موشک ساخته شده گلبرگهای گل میلینیوم هستن روی هر پنجره شیشه ای یکی از پیشرفتهای مهم مالزی ثبت شده مثلا ساخت برج دو قلو و ...  کاخ سلانگور

نمایی از کاخ حاکم سلانگور

ظاهرا زمینهای پوتراجایا همه متعلق به پادشاهی بنام سلانگور بوده است که برای ساختن شهر وقف کرده است . دریاچه های ایجاد شده همه پر از ماهی هستند که تنها فرزندان سلانگور حق ماهیگیری در آن را دارند به شرط آنکه در پایان ماهیها را به دریاچه برگردانند.تعجب

بعد از پوتراجایا به مرکز خریدی بنام بی بی پلازا رفتیم و شام را هم KFC برگزار کردیم.

گدا

این هم گدایان مالزی

گدا

اینا عین مجسمه بودن و تا حرکت نمی کردن تشخیص نمی دادی که آدمند. قبلا تو استانبولهم البته با اینا مواجه شده بودیم.

 گدا

 آترینا

آترینا در حال ورود یه رستوران برای خوردن شام

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

نسرین
30 دی 91 12:02
سلام اترینا نازنازی رسیدن به خیر گزارش خیلی جالب و مفیدی بود عاشق اون کارگاه شکلات شدم چقدر خوشکل بود اگه یک روز رفتم مالزی دوست دارم اول از همه برم اونجا مرسی از این گزارش قشنگ