63 - سفر به مالزی (3) (16/10/1391)
روز سوم
برنامه روز سوم دیدار از صنایع دستی قلع و بزرگترین مجموعه سرگرمی ، تفریحی و ورزشی مالزی با گذر از جنگل های استوایی در بلندترین ارتفاعات مالزی و نیز معبد بهشت و جهنم و باغ توت فرنگی و کاهو بود.

ورودی معبد بهشت و جهنم
روز سوم
ساعت 7:30 آترینا گلی رو به زور از خواب بیدار کردیم و برای صرف صبحانه به بوفه هتل رفتیم. قرارمون با خانوم احمدی ساعت 9:20 بود که به دلیل ترافیک کمی تاخیر داشت.

آترینا و باران در انتظار اتوبوس تور
نمایشگاهی از صنایع دستی قلع اولین جایی بود که برای بازدید رفتیم و فهمیدیم که مالزی از بزرگترین کشورهای تولید کننده قلع در دنیاست .

آترینا و باران در ورودی فروشگاه قلع
سرویسهای زینتی قشنگی داشت با سنگهایی از ماه تولد ولی خوب خیلی گرون در میومد و نمی صرفید.
.gif)
.gif)
.gif)
شهر پینوکیو (گنتینگ)
جای بعدی مجموعه تفریحی گنتینگ بود که در 50 کیلومتری کوالالامپور قرار داشت و حدود یک ساعت فاصله بود. در ارتفاعات قرار داشت که با تله کابین رفتیم.


این هم آترینا در تله کابین

این هم نمایی از شهربازی مجموعه گنتینگ


برای بچه ها دستبند خریدیم که با اون دسبندا می تونستن هر وسیله مناسب سنشونو استفاده کنند.




اون روز اتفاق جالبی در گنتینگ افتاد . یکی از آشنایان عموحمید رو در اونجا ملاقات کردیم که لطف زیادی در طول سفر نسبت به ما ابراز داشتن .


این هم یک نمونه از ساعت بیگ بن لندن

تا ساعت 4:30 فرصت گشت و گذار در گنتینگ رو داشتیم که بعد از بازی بچه ها با خانوم دکتر همسرشون و پسرگلشون داتیس به مجموعه بولینگ گنتینگ رفتیم و تو دوگروه مشغول بازی شدیم .باران گلی خوابید و آترینا گلی هم مشغول تماشای بازی شد.
من و خاله مهرناز و عموحمید و بابایی یک گروه شدیم .داتیس , اقای دکتر و دو تا از دوستاشون هم یک گروه که اونا برنده شدن.
مامانی و خاله مهرناز هم با خانوم دکتر یه سر به یک کازینو زدن که خوب تجربه جالبی بود.
ساعت حدود 4 با دوستان جدیدمون خداحافظی کردیم و رفتیم به محل قرار با تور.
به جای ناهار هم بستنی خوردیم . فرصت خوردن ناهار رو پیدا نکردیم.
.gif)
.gif)
.gif)
معبد بهشت و جهنم
محل بازدید بعدی معبد بهشت و جهنم بود .
معبد بهشت و جهنم یکی از عبادتگاه های مطرح چینی ها است و به دلیل نقاشی ها و مجسمه های خاص به بهشت و جهنم چینی ها مشهور شده است.






از خدایان چینی ها

اتفاق جالبی که تو این بازدید افتاد این بود که گرفتار بارونای استوایی شدیم مجبور شدیم مدتی رو کنار یکی از مجسمه های جهنم سر کنیم ولی بارون بند نیومد که نیومد و زیر رگبار بارون به دیدن مجسمه ها ادامه دادیم . آترینا و باران هم با وجود داشتن چتر خیس خیس شدند.

عمو حمید زیر بارون


تصاویری از جهنم





آقای محمدی
اینجا عمو حمید داشت به سرعت آترینا و باران رو از بارون فراری می داد.
تصاویر بهشت

.gif)
.gif)
.gif)
باغ توت فرنگی
محل بعدی جهت بازدید باغ توت فرنگی بود که می تونستی خودت تو سبد توت فرنگی انتخاب کنی و از شاخه بچینی که ما جرات نکردیم با بچه ها سمتش بریم.


.gif)
.gif)
.gif)
رستوران کاسپین
با وجود خستگی بچه ها و خودمون برنامه شب تور که بزن برقص تو رستوران کاسپین بود رو هم به اصرار دوستان در تور رزرو کردیم و ساعت 10 شب برای برنامه رفتیم. دی جی خوبی داشت و کلی بزن برقص بود تا ساعت 2 نصف شب . شام هم کباب سلطانی خوردیم که خیلی خوشمزه بود.آترینا که در بدو ورود خوابید باران هم بعد از کمی رقص و بازی با موبایل بالاخره خوابش برد.

آترینا و باران در رستوران



63 - سفر به مالزی (3) (16/10/1391)
