آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

76 - چهارشنبه سوری 1391 (29/12/1391)

چهارشنبه سوری چهارشنبه سوری امسال مصادف شده بود با 29 اسفند و یک روز قبل از تحویل سال . پکیجی رو رزرو کرده بودیم در رستوران کاجو شامل شام ، موزیک پاپ زنده و آتیش بازی. البته قبل از رفتن هم تو حیاط خونه باباجون یه کمی آترینا گلی با دایی نیما آتیش بازی کرد. مراسم چهارشنبه سوری در رستوران کاجو ساعت حدود 8 آترینا گلی با مامانی و بابایی رسیدن خونه باباجون . بعد از حدود یک ربع آتیش بازی تو حیاط راه افتادن به سوی رستوران فرانسوی کاجو تو درکه. آترینا گلی در همون بدو ورود طبق معمول خوابید. اینم خانوم خوابالو بر خلاف تبلیغات منفیی که تو سایتهای مربوط به رستورانها در مورد این رستوران دیده بود...
2 فروردين 1392

75 - آترینا در اداره مامانی (28/12/1391)

روز دوشنبه 28 اسفند که در واقع آخرین روز کاری سال 91 به حساب میومد آترینا گلی برای اولین بار اومد اداره مامانی. آترینا در اداره مامانی دوشنبه 28 اسفند بابایی آترینا گلی رو به جای مهد کودک آورد اداره مامانی . آترینا پشت میز مامانی خوشبختانه در اولین برخورد آترینا گلی خیلی از اداره مامانی و همکاراش خوشش اومد. کلی با یونس پسر خانوم رسولی بازی کرد . مامانی مجبور شد یکی دوبار هم آترینا رو بذاره و از اتاق بیرون بره که البته آترینا گلی اصلا عین خیالش هم نبود. اون روز تا ساعت 1 با آترینا سر کار بودیم. آترینا گلی خیلی خوشش اومده بود و اصلا راضی به خدا حافظی نبود و همش می گفت بسته نشه چرا داره بسته...
2 فروردين 1392

73 - آترینا در برنامه عمو پورنگ (10/12/1391)

آترینا در برنامه عمو پورنگ روز چهارشنبه ٩/١٢/٩١ اس ام اسی با این مضمون از طرف عمو محمد عموی آترینا به دست مامانی آترینا رسید : سلام فردا برنامه عمو پورنگ برای آترینا هماهنگ کردم خ یخچال جنب بیمارستان هدایت , استودیو گلستان . ساعت ١٥ الی ١٥:٣٠ اونجا باشین . کارت ملی هم خودتون و هم آترینا همراه داشته باشید. آترینا گلی از شنیدن این خبر ذوق زده شد . چون عاشق عمو پورنگ و امیر محمده. آترینا در برنامه عمو پورنگ روز پنجشنبه 12 اسفند ماه ساعت 2:30 آترینا با مامانی راه افتادن به سمت آدرس داده شده . ساعت هنوز 2:45 نشده بود که رسیدن. آترینا در ماشین قبل از برنامه عمو پورنگ   دم در ساختمان سیما...
20 اسفند 1391

74 - رستوران رویال کوزین (13/12/1391)

رستوران رویال کوزین هتل استقلال روز یکشنبه ١٣ اسفند ماه رزرو کرده بودیم بریم رستوران رویال کوزین . در واقع به مناسبت ولنتاین بود که ما با تاخیر اجراش کردیم. آترینا گلی نرسیده به رستوران تو ماشین خوابش برد. بابایی آترینا مامانی رو سورپرایز کرده بود و عطر کمیاب ون کلیف رو برای مامانی کادو خریده بود . گارسون محترم دو تا صندلی رو به هم چسبوند تا آترینا گلی بتونه به خوابیدنش ادامه بده. بابایی آترینا , مامانی اترینا مامانی آترینا استیک سفارش داد و بابایی دنده بره که خوشمزه بودن.   اینم آترینا قبل از رفتن به رستوران ...
16 اسفند 1391

72 - بام سبز رامسر (2/12/1391)

بام سبز رامسر روز چهارشنبه دوم اسفند ماه آترینا به اتفاق مامانی و باباییش راهی رامسر شدند. یک کلبه جنگلی خوشگل تومجموعه شهر سبز رامسر رو برای دو شب رزرو کرده بودن. بام سبز رامسر روز چهارشنبه دوم اسفند ماه 1391 ساعت 7 صبح به مقصد رامسر از خونه خارج شدیم.پس از طی مسافتی در ترافیک در یک جای باصفا نزدیک سد کرج صبحونه خوردیم. سفارش آترینا گلی نون و پنیر بودو مامانی و بابایی سوسیس تخم مرغ سفارش دادند.   آترینا گلی کلی با این جوجوها بازی کرد. بعد از خوردن صبحونه جاده زیبای چالوس رو ادامه دادیم تا رسیدیم به تنکابن و بعد هم رامسر. یه خورده گشتیم تا مجموعه تفریحی شهر...
10 اسفند 1391

9-نوروز 89

            اولین عید نوروز ما با آترینا   اولین عیددیدنی آترینا آترینا اولین عید دیدنی زندگیش رو با خونه مامان ایران شروع کردو بعد هم مامان شهناز.   آترینا و عمو محمد         پارک نیاوران      آترینا در کاخ سعد آباد   آترینا اولین بار تو سه ماهگی سوار بر یکی از ماشینهای متعلق به شاه &n...
30 بهمن 1391