آتریناآترینا، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

دفتر خاطرات آترینا

20-رستوران سنتی باران

رستوران سنتی باران دایی امید باران و مریم خانومو با عموحمید ، خاله مهرناز و باران به رستوران سنتی باران دعوت کردیم.موسیقی زنده داشت که آترینا خانوم خیلی خوشش اومده بود. رستوران سنتی باران این دعوت در واقع به منزله پاگشای دایی امید باران بود   رستوران Red Robbie   یک عصر پنجشنبه ما به اتفاق پارمیس خاله نیکا پژواک و عمو بهرام رفتیم پارک نیاوران شام هم رفتیم رستوران رد رابی     ...
8 بهمن 1391

15-سفرنامه آترینا از تولد تا 2 سالگی (1)

اولین سفر آترینا تو سن چهار ماهگی به شمال بود به همراه باباجون , مامان شهناز , دایی نیما و خاله نسترن. اولین کنار دریا رفتن آترینا                      سفرنامه آترینا                 هفته آخر شهریور 89 (استانبول)    آترینا و باران در محوطه کاخ دلمه باغچه در حین بازدید از کاخ آترینا و باران تا جایی که میتونستن در نظافت کاخ کوشیدن. باران آبمیوشو خالی کرد رو موکتهای کاخ و آترینا هم کلوچه ای رو که یکی از مسافرا به...
8 بهمن 1391

14-تولد یکسالگی باران خوشگله

تولد باران و بالاخره باران هم یک ساله شد.   تولد یکسالگی باران باران خوشگله تو تولد یکسالگیش یه خورده مریض بود سرما خورده بود ولی با این وجود اصلا بداخلاقی نکرد فقط زود خوابید.   باران و باباحاجی       باران و آقا پدری   ای وای!!! چی شده گلم داره گریه می کنه؟؟؟   ...
8 بهمن 1391

13-گردهمایی همکلاسیای بابایی

رستوران نارنجستان اینجا یه روز ظهر جمعست( فکرکنم مهر89 باشه ) دوستای بابایی قرار گذاشته بودن دور هم جمع بشن.     یک ظهر جمعه در رستوران نارنجستان به مناسبت گردهمایی دوستای بابایی.     درکه ...
8 بهمن 1391

11-تولد یکسالگی آترینا

یک سالگی آترینا تولد یک سالگی آترینا رو  مرداد 89 تو سالن اجتماعات خونه عمو غلامرضا با تم پرنسسی جشن گرفتیم. نمایی از تزیین سالن تولد   برگزار کننده جشن آقای سلطانی بود. دفترشون تخت طاووسه ما که از کارشون خیلی راضی بودیم.       آقا سینا   اینم میز قاقالی لی ها   مهیار خوشگله لیست میهمانان:    بابا حاجی ، مامان ایران ، عمو محمد   باباجون ، مامان شهناز  ، خاله نسترن ، دایی نیما   عمو غلامرضا، خاله مریم ، سینا   عمه سمیه ، آقای متولی پور ، سروش   عمو حمید ، خاله مهرناز ، ب...
8 بهمن 1391